khaterat
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب
+ تاريخ دو شنبه 14 شهريور 1390برچسب:,ساعت 23:57 نويسنده فاطمه |

تموم شد

همه چی بین من و رضا تموم شد

ما دیگه با هم برنمیگردیم

این وبلاگ هم بنا به دلایلی دیگه کسی اپ نمیکنه

+ تاريخ پنج شنبه 3 شهريور 1390برچسب:,ساعت 18:58 نويسنده فاطمه |

سولام شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے خوفین؟ بهله بهله من خوفم در نبود من چیکارا کردی؟ چیکارا نکردین؟ کی عروس شد کی دوماد شد شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

اقا به خاطره این یه مدت که نبودم ببخشید اخه کمی افسرده شده بودم  شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے دیگه گفتم نیام عقده هامو رو سرتون خالی کنم

 از رضا خبر اوردم شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے چه پررویه اقا بعد از اون حرفایی که به دوکسم زده اومده میگه

هنوزم غزالو دوکس دارم میگه به یه شرط برمیگردم ( اقا فک میکنه که مقصر منم و اون باید شرط  و شروط بذاره شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےهه به خواب ببینه که دیگه باهاش برگردم تازه ازش خلاص شدم) اونم این که دیگه با دوکساش در ارتباط نباشه منظورش  هما جونم و سعیده و الهه و مهدیه و نرگسهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے حیف که با من حرف نزده با رویا حرفیده اگه با من حرف میزد میفهموندمش که دوستامو صد برابر بیشتر از اون دوکس دارم شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے  

به رویا گفته که غزال خیلی اذیتم میکنه همش دوستاش به جاش نظر میدن اصلا احساسات ابراز نمیکنه شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

خوب شما قضاوت کنین اومده دمه مدرسه که همش دخترایه بی جنبه داره میگه چرا نمیای پیشم باهم بحرفیم؟ خوب من به این چی بگم اخه؟ شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

حالا دوکسم بهش گفته که میرم به فاطی میزنگم ببینم چی میگه که زنگ زده خونمون که من تشریف نداشتم و با ابجیم رفته بودم تولده جوادشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

بعدش رویا به رضا میگه که: فاطی قبول کرده اینقده عصبانی شدم اینجا به رویا گفتم خوب رویا چرا اون داستانه دوستمو بهش نگفتی؟ گفتش نمیخواستم دلشو بشکنم هه هه هه هه 
فاطیه گشنه نوشت: اخا من پفک موخوام شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

خوب دیگه من برم پررو شدم

bye bye

+ تاريخ جمعه 24 تير 1390برچسب:,ساعت 12:5 نويسنده فاطمه |

ممکنه تا مدته 3 روز نیام وبم ممکنه هم فردا اومدم اما تنها چیزی که میدونم اینه که حالم داره از خودم و خانوادم بهم میخوره

بای

+ تاريخ سه شنبه 21 تير 1390برچسب:,ساعت 23:34 نويسنده فاطمه |

سیلوم دوکس جونام خوفین؟

ای بدک نیستم هنوز زنده ایم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

حوصلم سررفته شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

کلاس ملاسم که در کار نیس شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے مامانم هم که نمیذاره برم بیرون حالا چیکار کنم؟

اه از تابستون بدم میاد عاشق پاییزم    هیچی مثله پاییز نمیشه زمستونم که لیز میخوریم بهمون میخندن اره میدونم خیلی دارم چرت و پرت میگم ولی خوب چیکار کنم از بی کاریه

هوسه لواشک کردم اونم لوشکه ترششِکـْـلـَکْ هآے خآنومے الان که میرم بیرون میخرم دلتون بسوزه شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شما پیشنهاد بدین من تو این تابستونی چیکار کنم؟ دق میکنم تا اخره تابستون

اخه مشکل اینجاست که همه میرن بیرون منه بدبخت باید بشینم خونه به صفحه ی مانیتور زل بزنمشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

خوب دیگه چرت و پرتامو نوشتم بسه دیگه شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

فاطیه غمگین نوشت: از اونجایی که این وبلاگو واسه رضا زده بودم دیگه چیزی ندارم توش بنویسم جز چرت و پرت شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

فاطی با افسردگی نوشت: دلم واسش تنگیده شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

فاطیه خوشحال نوشت: هه هه هه نمیدونید چقد امروز حموم حال دادشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے اینقده اواز خوندم اینقده رقصیدم که نگوشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے موندم الان این به شما چه ربطی داشت ولی خوب خواستم بدونین که حموم بهترین جایه خونه واسه منه

دیگه برم زیادی حرفیدم میترسم خسته شین بای بای شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے


 

+ تاريخ سه شنبه 21 تير 1390برچسب:,ساعت 17:52 نويسنده فاطمه |

هر کی میپرسه حالمو میگم همه چی عالیه

هیشکی نمیدونه که چقد جایه تو این جا خالیه

خالی یعنی بی تو

بی تو یعنی خالی

 

+ تاريخ سه شنبه 21 تير 1390برچسب:,ساعت 1:13 نويسنده فاطمه |

سهلام شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے خوفین؟ من که عالیم دارم اخه این اپمو خیلی دوکس دارمشکلک های خانومی

خوب از اونجایی که من خیلی پیشی دوس میدارم گفتم بذار عکس گربه هامو بذارم اما از رفتنشون 4 سال میگذرهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے اما هنوزم دوسشون دارم بعد از یه هفته دعوا  شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے مامانم به خاطرم اونارو گذاشت تو بهترین مکان اخه من به گربه حساسیت دارم دلم براشون تنگ شده

بالایه هرکدومشون اسمشونو مینویسم اسماشون کمی عجیب غربه باشه زیادی تعجب نکنین

برین ادامه مطلب شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے .

پی نوشت 1: خدا کنه عکسا واستون باز بشه

پی نوشت 2: خوب نظرتون چیه خوشکلن؟


ادامه مطلب
+ تاريخ یک شنبه 19 تير 1390برچسب:,ساعت 17:38 نويسنده فاطمه |

سیلوم دوکس جونام خوفین؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

فاطیه خندون برگشتا  همون ابجیه خوشملتون شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  با یه زندگیه جدید و یه فاطمه ی جدید

اقا دیروز تو ماشین داداشم بودم یهو به خودم اومدم و گفتم دیوونه توچرا باید اینهمه افسرده بشی؟ دختر به این شادی دختر به این نازی شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  (جونه من تعریفو داشتی؟) بیخیال این پسرا که ارزش این عشق رو ندارن (البته نه همشون)

امروز عزم و جزم کردم و یه زندگیه جدید رو شروع کردمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے بله البته ممکنه که دوباره همون فاطیه افسرده برگرده هاااشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  اما خوب نترسین در حاله حاضر برنمیگرده

راستی اپه بعدی یه چیزای قشنگی میخوام بذارم که میخوام سوپرایز بشینشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

فاطیه خوشحال نوشت:  قالبم قشنگه؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے  اخه خیلی دوسش دارم

فاطی با کمی غم نوشت: متاسفم رضا که دیگه نمیتونم این زندگی رو با خیال تو سر کنم واسه همین تنهایی رو انتخاب کردم دلم برات تنگ میشهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

فاطیه دیوونه نوشت: دیوونه ی این اهنگم واسه همین اهنگ وبم گذاشتمش شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ تاريخ جمعه 17 تير 1390برچسب:,ساعت 18:25 نويسنده فاطمه |

هلو علیکم 

خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم براتون تنگیده بود

هه تو این مدت که نبودم عقده داداشم بودSmiley  

هی یادش به خیر دورانه مجردیش میرفت حموم دررو روش قفل میکردم و بهش میگفتم: میو میو کن تا درو باز کنم اونم مثله گربه میو میو میکرد تا من درو باز کنم بعدش درو وا میکردم و میفتاد دنبالم   پشته در که بود واسه اینکه خرم کنه بهم میگف: فاطی میمیرم واستSmiley  منم اسکل ذوق مرگ میشدم و درو وا میکردم

هه هه هه چه روزایه با حالی بود حالا دیگه رو کی دره حمومو قفل کنم؟؟؟؟؟ ( داداش امیر و سعیدم هستن دیگه)  

پی نوشت 1: خدا کنه خوشبخت بشن من خیلی دوس دارم عمه بشم هااااااا

پی نوشت 2: بیا اومدیم یه شب مطلب شاد بذاریم خورد تو پرمون ابجیم گوشیشو داده به ابجی بزرگم و گوشیه منو دستش گرفته به اس ام اس ها نگاه کرده همشون ماله رضا بود

هه به اقا میگفتم برو ازدواج کن میگفت: من بدونه تو میمیرم میگی برو ازدواج کن؟

هه چقده اس ام اسه عاشقانه بهم میداد

روزاییه شارژ نداشتم بهم میگف: من دوست دارم اگه تو هم داری اس رایگان بده

هه اولین باری که بهش گفتم: من بعدا بهت اس میدم گفت: اس یعنی چی؟اون موقع دلم براش خیلی سوخت اما به رو نیوردم (یادم نمیاد تو پستایه قبلیم گفتم یا نه اگه گفتم ببخشید)

قبلنا حتی به اس هاش فک میکردم بالشتم خیس میشد از بس گریه میکردم اما الان نه

مرده شوره این خاطراتو ببرن

پی نوشت 3: از این شکلکه خوشم میاد نمیدونم چرا

 

 

+ تاريخ سه شنبه 14 تير 1390برچسب:,ساعت 23:23 نويسنده فاطمه |

خبر از رضا اوردم......

ببخشید این مطلب خصوصیه به هیچکسی رمز نمیدم

حتی تو......

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب
+ تاريخ یک شنبه 12 تير 1390برچسب:,ساعت 22:33 نويسنده فاطمه |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد